تبليغاتX
بهترین های دنیای فوتبال

متولد: ۲۴/ ۱۱/۱۹۸۵ شهر لیورپول

اولين قرارداد:۳۱ آگوست ۲۰۰۴ از اورتون

ارزش:۳۰ ميليون پوند انگلستان

اولين بازي:۲۸ / سپتامبر / ۲۰۰۴  با فنر باغچه

قد:۱۸۵ سانتیمتر

ملیت:انگلیسی

رونی یکی از بهترین بازیکنان جوان حال حاظر دنیا است. وین رونی در ابتدای فوتبال خود در تیم دسته اولی اورتون بازی میکرد وطی باریهای خوب وعالی مربی انگلستان تصمیم به حضور وی در تیم ملی کشورش شد .بازی های فوق العاده خوب او باعٍ شد تا سر الکس فرگوسن خواهان او شود مبلغی را که باشگاه منچستر یونایتد به رونی پیشنهاد کرد بالغ بر30 میلیون پوند بود که اورا یکی از گرانترین بازیکنان جوان جهان شود .یکی از ایرادهای که میشود به بازی رونی گرفت عصبی بودن اوست البته طبق گفته های وی کم کم این عادت بد دوران جوانی را دارد ترک میکند.

اولین بازی رونیبرای منچستر یونایتد رادر فصل 2002-2003 انجام داد که بعد از گذشت نه بازی در مقابل حریف قدرتمند منچستر یعنی ارسنال توانست گل زنی کند.

الکس فرگوسن در مصاحبه مطبوعاتی خود درباره این پدیده جوان انگلستان گفت:فرگوسن: "من خيلي خوشحالم. من فكر ميكنم كه ما بهترين بازيكن جوان اين كشور در 30 سال گذشته را در اختيار داريم. همه از اين قرارداد احساس خوشحالي ميكنند".

ود وين روني به manutd.com گفته بود: "من از اينكه اينجا هستم خيلي خوشحالم. به عنوان كسي كه به يونايتد علاقه داشتم، اونجا تنها جاييست كه من خوام رفت.شدیدترین مصدومیت رونی در مقابل تیم چلسی در لیگ برتر  بود که جان تری با تکلی شدید باعث شکستن بای رونی شد وهمین امر باعث شد که رونی نتواند که انطور بای و شاید در جام جهانی حضور یابد

+ نوشته شده توسط حسن در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 19:44 |

داستان دوست داشتني ترين بازيكن تاريخ فوتبال، روبرتو باجو!... شايد اين نام را هزاران بار شنيده باشيد! بوداي كوچك، خرگوش ترسو، دم اسبي آسماني، خرگوش سفيد و... از القاب و عناويني مي باشد كه دوستداران و منتقدان روبي بر وي نهاده اند. روبرتو باجو... شايد بتوان حدس زد كه اشخاص مختلف با شنيدن نام او به ياد چه چيزهايي مي افتند. شايد كساني باشند كه با شنيدن اين نام، ناخواسته به ياد موهاي دم اسبي او و چشمان احساساتي‌اش مي افتند. و شايد شخصي ديگر روبي را با درخشش خيره كننده اش در جام جهاني 94 امريكا، وقتي كه يك تنه تيم ايتاليا را به ديدار فينال هدايت كرد مي شناسند. يا به ياد لج و لجبازي‌هاي او و مربيان حسودش مي افتند.

قصه زندگي روبي باجوي بزرگ از اينجا شروع ميشود! اسطوره تاريخ فوتبال ايتاليا، در غروب زمستاني زيبا در 18 فوريه سال 1967 ميلادي، در حالي كه برف، شب سياه را با سپيدي خود روشن كرده بود در ساعت هجده و پانزده دقيقه در خانهاي محقر در خيابان سوم «ماركوني» در «كالدونيو» كه شهركي كوچك از توابع شهر «اسياگو» در استان ويچنزا بود ، ديده به جهان پر رمز و راز گشود. از منطقهاي كه به زحمت جمعيتي به اندازه هزار نفر داشت! فيوريندو باجو و ماتيلدا نام وي را روبرتو نهادند...! او فرزند ششم خانواده بود

در مدرسه... شايد با دانستن شيطنت هاي روبي، نام مدرسه براي روبي، احمقانه به نظر برسد! مگر امكان دارد اين كوچولوي ريزه ميزه كه از در و ديوار بالا مي رود، در كلاس و پشت ميز دوام بياورد؟! اگر شك داريد پس گوش كنيد... روبي باجوي ما از درس و كلاس و غيره... چيز زيادي نمي خواست! البته ناگفته نماند كه روبي از درس خواندن يك هدف هم داشت؛ او مي خواست بي سواد نماند و البته يكدفعه تا دبيرستان پيش رفت و مدرك ديپلمش را هم زوركي گرفت!! البته درس را با سمبل كردنش به كلي زير سوال برد! آخر او عاشق فوتبال و توپ گرد بود... بر عكس درس! نمونه عيني اين عشق و نفرت و يا به عبارتي «خير و شر» را مي توان در خاطره اي به نقل از روبي متوجه شد.

قسمت چهارم: كشفي به نام باجو!

او براي اولين بار كشف شد! ماجراي كشف او هم مانند بسياري از ستارگان ديگر جهان با يك اتفاق همراه بود! قضيه از اين قرار بود كه در يك روز ، وقتي بازيكن كافي براي بازي تيم مدرسه نبود، كوچيني، مربي تيم كه تا آن زمان حتي اجازه يك دقيقه عرض اندام را به روبي نداده بود ، به فكر فرو رفت كه چه كند! و فوتباليست از كجا بياورد!

روبي باجوي كوچك در تلاش بود! تمرين فوتبال... او مي خواست كه به يك بازيكن بزرگ تبديل شود! در يكي از بازيهاي محلي، روبي كه حالا ستاره تيمش لقب گرفته بود، به تنهايي 6 گل وارد دروازه تيم حريف مي كند! در همان موقع «آنتونيو مورا» كه يك مامور كشف ستاره در فوتبال ايتاليا بود، به طرز بازي روبرتو علاقمند شد و بالاخره روبي را متقاعد كرد كه به يكي از تيمهاي سري C به نام ويچنسا بپيوندد

قسمت ششم: روبي در فيورنتينا
داستان روبي در فيورنتينا... شايد يكي از بهترين دورانهاي زندگي روبي باشد... اگرچه با آسيب ديدگي هاي فراوان همراه بود! او به همراه بنفش پوشان به شهرها و كشورهاي زيادي سفر كرد و آماده شد تا به يك ستاره بزرگ و بين المللي تبديل شود. در اين دوران، مشكلات فيزيكي روبرتو، مانع بزرگي بر سر راه او بود. اما دلگرمي و پشتيباني هواداران بنفش ها او را بارها و بارها به زمين مسابقه بازگرداند.

 

خبرهاي خوب دارند از راه مي رسند! روبي بعد از آن مصدوميت طولاني مدتش حالا در تركيب تيم تا حد مطلوبي جا افتاده است. البته او هنوز هم جزو نفرات اصلي تيم به حساب نمي آمد، ولي يك ذخيره طلايي محسوب مي شد! يك نوجوان 20 ساله و موفرفري كه با جثه كوچكش خيلي موثر بود!

آغاز فصل جديد در فوتبال ايتاليا... روبي برگ برنده تيم فيورنتينا شده بود. او واقعا عالي بود! در هر بازي يك يا دو گل به ثمر مي‌رساند. يك بازيكن باهوش و تكنيكي و يك گلزن فرصت طلب! با شروع بازي‌ها درخشش الماس بنفش هم شروع شد. او در رقابت‌هاي جام حذفي ايتاليا 9 گل زد! كه دو تاي آن هم در مقابل اينتر به ثمر رسيد... 9 گل در 8 مسابقه! در ليگ ايتاليا هم اولين بازي روبي مصادف با افتضاح بزرگ بنفش‌ها شد. از همان سري باخت‌هاي 4 بر صفر در سن‌سيرو!!! اما يكدفعه ورق برگشت و آنها چند روز بعد آسكولي را با گل روبي باجو شكست دادند!

آخرين سال حضور روبي در تيم فيورنتينا با اتفاقات بسياري همراه بود. روبرتو در اين فصل در 32 مسابقه سري آ موفق به زدن 17 گل زيبا و حساس شد. او در 2 ديدار كوپا ايتاليا شركت داشت و تنها يك بار موفق به گلزني شد. همين طور 12 بازي در جام يوفا و فقط يك گل... و نيز 10 بازي ملي و چهار گل ملي! به هر حال رقابت‌هاي داخلي ايتاليا شروع شد.

 

ـ افسانه باجو
قسمت دهم: پرده آخر درام «فيورنتينا- باجو»

روبي باجوي 23 ساله را ديگر همه مي شناختند. يك شماره 10 واقعي! او تقريبا ليدر تيم فيورنتينا به شمار مي رفت و واقعا مدرن و فانتزي بازي ميكرد. مردم اين بازيكن ريزنقش را با دريبلهاي ريز و بلند، و شوتهاي كات دارش مي شناختند. البته مدل موي دم اسبي او هم در لباس بنفش تكميل شد! او مي خواست با اعتقاد بر مذهب بودائيسم و توسل به همان پانچن لاماي تبتي خودش با مشكلات مبارزه كند. موهاي دم اسبي او هم در بودائيسم نشانه اميد، بي توجهي به مشكلات گذشته و حركت مثبت رو به جلوست. روبي مي خواست كه نااميدي را در خود از بين ببرد.

قسمت يازدهم: وداع با بنفشها

در فاصله كمي تا آغاز جام جهاني 1990 ايتاليا، يك خبر بزرگ جامعه فوتبالي ايتاليا را تحت تاثير قرار داد.
روبرتو باجو، بازيكن بزرگ و محبوب تيم فيورنتينا به يوونتوس تورين پيوست!
اين انتقال بزرگ انجام شده بود و ستاره پرفروغ اين سالهاي فلورانسي‌ها به جمع گورخرهاي توريني ملحق شده بود!
پايان داستان فيورنتينا و روبرتو باجو بوي غم و اندوه به خود گرفت. طرفداران فيورنتينا، خرگوش دوست داشتني ايتاليا را به خيانت متهم كردند! چه چيزي از اين بدتر! دليلش هم دشمني هميشگي آنها با تورينيها بود. حتي راه پيمايي دو روزه آنها در فلورانس هم دردي را دوا نكرد و بالاخره روبرتو باجو به طور رسمي به عضويت اين تيم در آمد. اين تظاهرات بزرگ، يكي از نادرترين مخالفتهاي طول تاريخ با انتقال يك بازيكن فوتبال بوده است!
و حالا...

افسانه باجو
قسمت دوازدهم: اوجگيري در 90

جام جهاني 90 شروع شده بود.
حضور در بزرگترين رويداد فوتبالي جهان يك شانس مهم در زندگي روبرتو محسوب مي‌شد. يك تولد دوباره واقعي... در زندگي حرفه‌اي و زندگي معنوي روبرتو باجوي بزرگ. بوداي كوچك حالا گرانترين بازيكن جهان بود و به تازگي از يك بحث سخت و سنگين از سوي طرفداران فلورانس گذشته بود. يك بحث تكراري و آزار دهنده كه هنوز هم دست از سر روبي بر نداشته بود.
آتزليو ويچيني مربي تيم ملي ايتاليا قبل از شروع بازي‌ها در يك مصاحبه خبري گفته بود: «تيم من در جام جهاني يك سورپرايز بزرگ خواهد داشت، يك جوان خوش استيل و دوست داشتني و در عين حال يك بازيكن كامل به نام روبرتو باجو. او يكي از اميدهاي اصلي من براي فتح جام جهاني است. به قابليتهاي هجومي او اعتقاد كامل دارم. تيم من با داشتن باجو در كنار بزرگاني چون جانيني، بارسي، ويالي، برگومي، دونادوني و … فقط به درد قهرماني مي‌خورد. منتظر باجو و ايتاليا در جام جهاني باشيد

آتزوري‌ بعد از پيروزي مقابل چك اسلواكي بايد به ديدار تيم اوروگوئه مي‌رفتند. روبرتو باجو هم كه ديگر خودش را ثابت كرده بود. همگان از توانايي‌هاي او در تيم ملي آگاه بودند. او حالا يك سوپراستار به حساب مي‌آمد. آنها در اين ديدار سفيد پوشان امريكاي جنوبي را با نتيجه 2 بر صفر شكست دادند. روبرتو نيز از ابتدا در تركيب اصلي تيم قرار گرفت و نمايش خوبي هم داشت. او در اواسط نيمه دوم تعويض شد. آنها با يك بازي تيمي عالي و با فكر از سد اين حريف خشن گذشتند. و اما ديدار بعدي ايتاليا در مقابل ايرلند... تيم ايرلند به مربيگري ديويد اوليري و با بازيكناني شاخص و سبكي كاملا انگليسي به مصاف ايتالياي پر ادعا آمده بود. اين بار نيز بوداي كوچك از ابتدا در تركيب اوليه تيم حضور داشت. اما سرنوشت اين ديدار تنها با يك شوت محكم مشخص شد!


قسمت چهاردهم: شكست ناباورانه در سن‌پائولي

روبرتو در مسابقه نيمه نهايي مقابل آرژانتين يك نيمكت نشين بود. ايتاليا اين ديدار را خيلي خوب شروع كرد. آنها خيلي زود نيز بر بازي مسلط شدند و تنها پس از 17 دقيقه با فرصت طلبي اسكيلاچي به گل برتري دست يافتند. روياي ايتاليا در حال شكل گيري بود. تيم آنها در خانه فقط به درد قهرماني مي‌خورد! كم كم بازي به خشونت كشيده شد. راه راه پوشان آرژانتيني در چند صحنه بازي تنها بازيكنان ايتاليا را مورد هدف قرار دادند. حالا ديگر انگيزه‌ها برملا شده بود. و فرصتهايي كه يكي پس از ديگري از دست مي‌رفت. تا اينكه در نيمه دوم بازي آتزوري‌ها با خروج ناموفق والتر زنگا - دروازبان بزرگ اينترناتسيوناله - و ضربه سر كلوديو كاني‌جيا گل تساوي را دريافت مي‌كنند.

قسمت پانزدهم: گلي براي وداع با شيلتون!

ايتاليا در ناپولي شكست خورد... و سوم جولاي 1990 يك روز جهنمي لقب گرفت. روزي كه در آن، از زمين و آسمان براي ايتاليايي‌ها بد باريد. آنها از رسيدن به فينال محروم شدند و شايد هم از كسب مقام قهرماني جهان... چهار روز بعد يعني در روز هفتم جولاي، گلادياتورهاي شكست خورده بايد به مصاف تيم انگلستان مي‌رفتند.

قسمت شانزدهم:

يوونتوس! بانوي پير فوتبال ايتاليا... يك ابرقدرت جهاني از نظر قدرت و شخصيت تيمي و نيز از جهت پشتوانه مالي. تيمي كه نام بزرگي به نام «آنيلي» را يدك مي‌كشد! اين بار قرعه به نام روبرتو باجوي جوان افتاده بود تا بتواند در پيراهن سياه و سپيد اين تيم هنر نمايي كند. در تورين، همه و همه از او همان بازي زيبا و مدرني را كه در جام جهاني به نمايش گذاشته بود، انتظار داشتند. بازيسازي، قدرت تفكر بالا، گلزني، هوش و سرعتي را كه در يك بازيكن خلاصه شده بود: روبرتو باجو... آنها مي‌خواستند كابوسي كه تا سال قبل مي‌ديدند را به واقعيتي شيرين تبديل كنند.

فصل عجيبي شروع شده بود! نتايج عجيبي هم رقم مي‌خورد و بانوي پير فوتبال ايتاليا در عين داشتن وقار و انسجام تيمي هميشگي‌اش، گاهي اوقات هم نتايج غير قابل تصوري كسب مي‌كرد. آنها حتي اگر در طي چندين بازي موفق به گلزني نمي‌شدند، باز هم احتمال گلباران شدن حريف بعدي‌شان منتفي نبود! يوونتوس در بازي بعدي ميزبان بنفش پوشان فلورانسي بود. روبي بايد براي اولين بار در مقابل دوستان قديمي‌اش قرار مي‌گرفت. دوم دسامبر 1990...آنها در مقابل اين تيم هم به پيروزي دست يافتند. دو گل آليسيو، سه امتياز اين بازي را به حساب گورخرها واريز كرد!

بيستم مارس 1991 اين روز مبدل به يك روز به ياد ماندني شد. بيانكونري تورين با ستاره جديدشان موفق شدند تيم «استاندارد ليژ» بلژيك را با حساب 3 بر صفر با شكست بدرقه كنند. اما اين پايان ماجراي اين روز نبود! پس از پايان اين ديدار روبرتوي احساساتي براي ابراز خوشحالي پيراهن خود را از تن در آورد و آن را به طرف تماشاگران يوونتوس پرتاب كرد. تماشاگراني كه همگي ايستاده حركات بازيكنان مورد علاقه‌شان را پي گيري مي‌كردند. اين حركت روبرتو به سرعت مثل يك بمب خبري براي روزنامه نگاران ايتاليايي عمل كرد! يك بهانه خوب براي به دردسر انداختن بازيكني مثل «باجو»! روبرتو چند روز بعد يعني قبل از مسابقه حساس فيورنتينا- يووه مجبور شد تا علت اين كار خود را توضيح دهد. او در طي مصاحبه‌اي با «RADIO BLU» ايتاليا اظهار كرد: «تماشاگران از من درخواست چنين كاري را كردند.

حركت احساسي روبرتو در مورد برداشتن شال بنفش رنگ، آن هم با پيراهن تيم يوونتوس، با عكس‌العمل‌هاي منفي طرفداران روبرو شد. و اين يك بهانه عالي براي كساني بود كه مي‌خواستند با بوجود آوردن يك جو خصمانه بر عليه باجو، فوتبال او را به تباهي بكشانند. تراپاتوني هم كه انجام چنين حركتي را از سوي روبرتو باور نداشت، سعي كرد در ديدارهاي بعدي از بازيكن شماره 10 تيمش كمتر استفاده كند.
اما باجو باز هم گل زد! آن هم دو گل! او در مقابل «پيسا» در دل آلپي، دو گل از چهال گل تيمش را به ثمر رساند، كه يكي از آنها روي يك ضربه ايستگاهي به ثمر رسيد. باجو از فاصله‌اي در حدود 25 متر از دروازه، با يك شليك دقيق و هنرمندانه دروازه تيم حريف را باز كرد و گل بعدي خود را نيز در يك حركت تكنيكي ثبت كرد. هنگامي كه او روي خط محوطه جريمه

قسمت بيستم: باجو، با يك بيني خون آلود!

بعد از يك تابستان جنجالي، بالاخره دور جديد رقابت‌هاي فوتبال ايتاليا آغاز شد. اول سپتامبر 1991 شروع فصل 92-91 و دومين سال حضور روبي در جمع توريني‌ها بود. آنها در اين روز تيم فيورنتينا را با تك گل كاسيراگي شكست دادند. سه روز بعد، باجو با بازي درخشان و گل ارزشمند خود كه وارد دروازه تيم اودينزه كرد (با ضربه سر) تيم را به دور سوم جام حذفي ايتاليا فرستاد. همين طور در زمين تيم فوگيا، با تك گل اسكيلاچي، سه امتياز ديگر به حساب خود واريز كردند.
اما هفته سوم كالچو ايتاليا... تيم ميلان در اين روز موفق شد با نتيجه 1-1 يوونتوسي‌ها را متوقف كند تا در «دل آلپي» مغلوب نباشد! گل يووه نيز به نام كاسيراگي ثبت شد. اگرچه از گلهاي روبرتو در اين بازي‌ها خبري نبود، ولي او همواره بازي درخشاني را به نمايش مي‌گذاشت.

قسمت بيست و يكم: روبي به عنوان يك هافبك

همه جا صحبت از افت شديد روبرتو بود. تراپاتوني ديگر نمي‌توانست از شاه مهره تيمش، فوتبالي درخور يك شاه مهره مثل روبرتو باجو را بگيرد. در بازي كردن روبرتو، به عنوان يك هافبك صرف، ديگر آن طراوت و شادابي هميشگي ديده نمي‌شد. آيا بايد شيوه بازي تيم تغيير مي‌كرد؟ و يا بوداي كوچك در پست ديگري به بازي گرفته مي‌شد؟ حتي خود او هم از اين موضوع ناراحت بود!
ولي روزي رسيد كه او به عنوان يك هافبك هم پايش به گلزني باز شد! در هشتم دسامبر 91 و در دل‌آلپي، روبي موفق شد گل اول ديدار تيمش را در برابر اينتر به ثمر برساند. يك برد با نتيجه 2-1... ديگر گل تيم يوونتوس را «گاليا» وارد دروازه اينتر كرد. در هفته بعد آنها در زمين سمپدوريا شكست خوردند. تا اينكه در 21 دسامبر 1991 يك اتفاق ويژه افتاد!

قسمت بيست و دوم: باجوي 10 گله!

بيست و ششم ژانويه سال 1991 روزي بود كه باجو براي دومين بار بايد به خانه قبلي خود بازمي‌گشت. بازگشتي دوباره به آرتميو فرانكي فلورانس... روبي در ديدار قبلي يووه و فيورنتينا در اين ورزشگاه دردسرهاي زيادي براي خود درست كرده بود! اما آنها در اين ديدار نيز شكست خوردند. اين بار 2 بر صفر! طرفداران توريني اين شكست‌ها را به ديده شك و ترديد نگاه مي‌كردند و تمامي نگاهها متوجه كسي بود كه از فلورانس مي‌آمد... روبرتو باجو! ولي باجو هم در اين ديدار باجوي هميشگي نبود. آيا او تا به اين حد به تيم فلورانسي و مردمش وابسته بود؟ اما او در هفته بعدي به فرم قبلي خود بازگشت! هت-تريك روبرتو در ديدار تيمش برابر فوگيا به اضافه گل ديگري از پيرلوئيجي كازيراگي، شكستي با چهار گل را براي تيم فوگيا به همراه داشت. زيباترين گل اين ديدار اينگونه رقم خورد؛ توپ بلندي از فاصله 45 متري دروازه به پشت محوطه جريمه تيم حريف ارسال مي‌شود.

 


قسمت بيست و سوم: وقتي كه دو جام از دست رفت!

فصل 92-91 مي‌توانست به يكي از بهترين فصول دوران بازيگري روبرتو بدل شود. شايد بتوان گفت باجو در اين فصل با يك بازي مدرن و عالي جواب منتقدين خود را به خوبي داد. او هم يك بازيساز عالي بود، هم يك گلزن تيزهوش و هم يك رهبر قدرتمند... او پس از دو گلي كه برابر جنوا به ثمر رساند در ديدار بعدي تيمش نيز موفق شد در مقابل ناپولي دو باز ديگر گلزني كند. در آن بازي يوونتوس با نتيجه 3 بر 1 به پيروزي دست يافت. گل ديگر يووه به نام ماروكي ثبت شد. روبي در بازي بعدي نيز گل زد! خوليو سزار و روبرتو باجو، گلزنان ديدار گورخرها در زمين تيم «كرمونزه» بودند. او بدون شك بهترين بازيكن ايتاليايي بود! آريگو ساكي نيز او را دوباره به تيم ملي فراخواند. چون در ديدار دوستانه تيمش برابر تيم ملي آلمان به يك «باجو» نياز داشت! سرنوشت اين بازي كه در شهر تورينو انجام شد با يك گل زيباي ديگر از روبي مشخص شد. او در اين روز به عنوان يك قهرمان ظاهر شد. يك قهرمان واقعي و بزرگ به نام «روبرتو باجو»... روبرتو آنقدر عالي كار مي‌كرد كه در چنين ديدار بزرگي نيز يكه تاز ميدان بود. بهترين بازيكن ميدان! به سري‌آ باز مي‌گرديم... روزي كه ياران باجو در زمين خودي در مقابل لاتسيو با نتيجه 1-1 متوقف شدند. سالواتوره اسكيلاچي تك گل آنها را به ثمر رساند.

 

روبي در فصل 92-91 در 32 بازي سري‌آ با پيراهن تيم يوونتوس به ميدان رفت و 18 گل نيز به ثمر رساند. همينطور در كوپا ايتاليا در 8 بازي 4 بار موفق به گلزني شد... يك كارنامه نسبتا خوب براي يك فوتباليست بزرگ... او پس از پايان فصل نيز در چند بازي تيم ملي كشورش حضور يافت. «ساكي» براي ديدار برابر پرتغال كه در سي و يكم مه 1992 برگزار شد باجو را به زمين مسابقه فرستاد. اين ديدار دوستانه در نهايت با تساوي بدون گل به پايان رسيد. چند روز بعد نيز از وي در ديدار مقابل امريكا استفاده كرد. باجو در اين ديدار دوستانه كه در شهر شيكاگو انجام مي‌شد موفق به باز كردن دروازه تيم حريف شد. نتيجه اين ديدار نيز يك تساوي ديگر براي ايتاليا و شخص «آريگو ساكي» بود. روبي تابستان نسبتا پر كاري را تجربه مي‌كرد... او حالا ديگر يك يوونتوسي تمام عيار شده بود. او تيمش و طرفدارانش را دوست داشت... اما سال سوم حضور روبرتو در تيم يوونتوس با رسيدن به اواخر ماه آگوست و جام حذفي آغاز شد. او در همان اولين بازي گل كاشت! يوونتوس با 4 گل تيم «فيدليس» را در دل‌آلپي در هم كوبيد! و تنها يك گل از باجو... او در ديدار روز دوم سپتامبر نيز يك گل ديگر در زمين اين تيم به ثمر رساند تا تيمش را با يك تساوي به مرحله بعدي بفرستد.

قسمت بيست و پنجم: مقابل برشا!

باجو در ديدار تيم ملي ايتاليا در مقابل سوئيس حضور پيدا كرد و يك گل ملي ديگر را نيز در كارنامه خود به ثبت رسانيد. اين ديدار كه در چهار چوب بازيهاي مقدماتي جام جهاني 1994 انجام مي‌شد با نتيجه مساوي 2 بر 2 به پايان رسيد. سري‌آ... هنوز در فصل 93-92 قرار داريم. هجدهم اكتبر 1992 و يك بازي خانگي براي يووه... مقابل تيمي كه از هر مسابقه حداكثر يك امتياز دشت مي‌كرد! باجو اينبار با يوونتوس مقابل برشا قرار مي‌گرفت! برشا با تلاش بسيار و دفاع جانانه‌اش بازي را با نتيجه صفر بر صفر به پايان رساند! بانوي پير ايتاليايي در اين سالها نتايج عجيبي كسب مي‌كرد و به يك تيم غير قابل پيش بيني تبديل شده بود. آنها همواره ميلان را يك قدم جلوتر از خود مي‌ديدند. ياران باجو پس از تساوي خانگي برابر برشا اينبار به ديدار تيم نرآتزوري شهر ميلان مي‌رفتند. يوونتوس در اين ديدار با يك شكست سنگين به خانه بازگشت... آنها 3 گل در استاديوم جوزپه مئاتزا دريافت كردند! يووه دوباره اوج مي‌گيرد! آنها در دو بازي بعدي خود ركورد شگفت انگيزي به جا گذاشتند. ده گل در دو بازي!!!

 


قسمت بيست و ششم: باجو بهترين بازيكن جهان!

با پشت سر گذاشتن هر بازي، قهرماني نيز از يوونتوس بزرگ دورتر و دورتر مي‌شد. آنها پس از باخت در زمين تيم برشا، در بازي بعد نيز ناكام ماندند و در زمين خودي در مقابل اينتر با دو گل شكست را پذيرا شدند. بانوي پير، خود را نا متعادلتر از هميشه مي‌ديد. شايد بتوان گفت كه حضور توامان آنها در بازيهاي سري‌آ، كوپا ايتاليا و جام يوفا تمركز لازم را از تيم جوواني تراپاتوني گرفته بود. انصافا، باجو هميشه باجو بود... اين، يوونتوس بود كه هميشه يوونتوس نبود! تيمي كه دوباره يك نتيجه خوب كسب كرد! آنها در يكي ديگر از بازيهاي غير قابل پيش بيني خود در «سن‌سيرو» تيم ميلان را با نتيجه 3 بر يك مغلوب كردند! مولر دو بار و باجو يكبار موفق به گلزني شدند. همينطور پيروزي 3-0 برابر فيورنتينا كه سهم روبي هم يك گل بود. كاپيتان احساساتي يووه، بار ديگر هت-تريك كرد! او در برابر فوجيا 3 گل به ثمر رساند تا تيمش برنده بازي لقب گيرد. و چند نتيجه عجيب ديگر... باخت 2-1 در انيو تارديني برابر پارما... تساوي 1-1 مقابل سامپدوريا... شكست سنگين 5-1 برابر تيم نه چندان مطرح پسكارا...!


قسمت بيست و هفتم: «مارچلو ليپي»

سمبل فوتبال ايتاليا... بهترين بازيكن جهان... باجو به بالاترين درجه‌اي كه يك فوتباليست مي‌تواند به آن برسد نايل شده بود. محبوبيت روبرتو چنان بود كه حتي ناميدن نوزادان به نام «روبرتو» در ايتاليا نيز رواج پيدا كرده بود! خيلي عجيب است! ولي دم اسبي آسماني قصه ما، بهترين بود. او محبوبترين بود... اما تيم ملي ايتاليا؛ روبي باجو يك عامل انكار ناپذير در صعود تيم آتزوري به جام جهاني 1994 ايالات متحده بود. او پس از آنكه با گل خود در «پورتو»ي پرتقال دليل پر رنگ شدن اميد ايتاليايي‌ها براي راهيابي به جام جهاني شد، در مقابل استوني هم خوش درخشيد و به لطف 3 گل زيبايي كه در دو مسابقه رفت و برگشت مقابل اين تيم به ثمر رساند، 6 امتياز ديگر به اندوخته‌هاي تيمش واريز كرد تا ايتاليايي‌ها هم بتوانند مانند ديگر بزرگان جهان براي شركت در بزرگترين رويداد فوتبالي جهان، در امريكا حضور يابند!

.

 

- افسانه باجو
قسمت بيست و هشتم: تقديم اسكودتو به ميلان!

یوونتوس تیم قهرمان اروپا بود... اما آنها همچنان تشنه پیروزی و افتخار بودند. از سالی که باجو پای به زمین دل‌آلپی نهاد، هرگز به اسکودتو دست نیافته بود. او کاپیتان پر افتخارترین تیم ایتالیا بود... او جام یوفا را با این پیراهن بالای سر برده بود، ولی خوب می‌دانست که بردن اسکودتو چیز دیگریست! در لیگ ایتالیا میلان با فابيو كاپلو، قدرت بزرگی بود که حتی بدون مثلث هلندی خود نيز تیمی قدرتمند و شکست ناپذیر می‌نمود. آنها در فصل 93-94 نیز بازی‌های خود را با قدرت تمام آغاز کرده بودند... و باجو می خواست به این سلطه تیم روسونری پایان ببخشد! اما پس از درخشش خیره کننده روبی در هفته هفدهم سری‌آ، در روز هجدهم این رقابت‌ها نیز شاهد بازی خوب او بودیم.
ولی در روزی که باجو موفق شد در خانه تیم «کره‌مونزه» برای تورینی‌ها گلزنی کند یوونتوس دوباره به کسب یک نتیجه مساوی 1-1 رضایت داد... آنها در دو بازی بعدی خود در ماه ژانویه 94، به دو تساوی دیگر رسیدند. ابتدا برابر رم و با نتیجه بدون گل، و در بازی دیگرشان با تک گل راوانلی نتیجه 1-1 دیگری را برابر سامپدوریای بزرگ آن دوران در پرونده خود ثبت کردند. ولی تیم بیانکونری، در نهایت ماه ژانویه را با پیروزی به پایان رساند، و در آخرین روز از «اولین ماه سال 94» در خانه و مقابل فوجیا پیروز شد! دم اسبی دوست داشتنی تورینی باز هم با ارائه یک بازی عالی باعث پیروزی تیمش شد. فابريتسيو راوانلی و روبرتو باجو زنندگان گلهای یووه در این بازی بودند.

قسمت پایان جاودانی افسانه باجو در ذهن تمامی فوتبال

+ نوشته شده توسط حسن در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 و ساعت 22:57 |

محل تولد:گورلینز

سال تولد:۲۶ سپتامبر۱۹۷۶

ستاره ی بخت:لیبرا

لقب:بالا

وزن:۸۰کیلو گرم

قد:۱۸۹سانتی متر

وضعیت تاهل:متاهل.همسر سیمونه و سه فرزند به نام های لویس-امیلیو-یوردی

تحصیلات:مقطع ابتدایی

میشایل بالاک یکی از بهترین بازیکنان تیم ملی المان در جام جهانی بوده است بالاک که در فصل نقل و انتقالات اروپا به خدمت یاران خوزه مورینیو درامد. از طرفی برای هوادران بایرن مونیخ برای از دست

 دادن این بازیکن بسیار متاثر شدند از ویژگی های بالاک راست گو بودن جاه طلب وشوخ طبع است از افتخارات این بازیکن میتوان گفت ۳ قهرمانی در بوندسلیگا المان بدست اوردن  جام حذفی المان نایب قهرمانی در سال ۲۰۰۲و بهترین هافبک در سال ۲۰۰۲ در اروپا بوده است تیم های که بالاک دران بازی کرده است عبارتند از: چمیناتزر-کایزرسلاترن- بایر لورکوزن و بایر مونیخ بوده است

 

+ نوشته شده توسط حسن در شنبه هفتم مرداد 1385 و ساعت 13:26 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar